اندوه بطالت است
این روزها کسانی که حافظه تاریخی بر دوش شان سنگینی می کند، مدام سیاست را به حقوق کیفری و به صحنه دادگاه تقلیل می دهند. کنش گر سیاسی، ردای دادستان یا وکیل بر تن می کند.
حقوق امری واکنشی است. استناد و توسل به حقوق کار بردگان است که سیاست را به امری کین توزانه بدل می سازد.کوشش زیادی می شود برای یاد اوری و نمادین کردن گذشته، باز زنده سازی و تفسیر آن. آن چه این یادآوری برای ما به بار می آورد، چیزی نیست جز اندوه و حس انتقام جویی. مدام در این اندیشه اند که مسئول وضع کنونی کیست و خواهان کیفر دادن و قاضی گری هستند. در نهایت سیاست به اخلاق بردگان تقلیل می یابد. اینان به گفته نیچه، "کم زورترین مردمان اند: و به دلیل کم زوری شان است که نفرت در ایشان به هیولاوارترین و ترسناک ترین و معنوی ترین و زهرآگین ترین اندازه ها می بالد. اما اخلاق والاتبارانه از دل آری گویی پیروزمندانه به خویش بر می روید. و این همانا کنش آفرینندگی اوست.
سیاست، کنش است. اخلال در وضعیت موجود و مدار قدرت است. سیاست مداخله در تقسیم بندی امور و لغو آن است. سیاست، مقاومت است و مقاومت یعنی خلق امر نو. سیاست، مشارکت در خلق اشکال متنوع ظهور زندگی، خلاقیت و همبستگی است.