شکست
امید واهی آدمی را به خرفتی می رساند. خرفت شده ایم. شکستمان را باور نداریم. شکست خورده ایم و شاید تنها کار کارستان همین ثبت وضبط شکست باشد. محمود درویش در فیلم musica ژان لوک گدار شعر خود را مرهون شکست می داند. مالا پارته جز حکایت شکست ناپل چه می توانست بنویسد.رمان نویس مدعی جایزه نوبل ما اما می گوید من داستان نویسم نه اهل سیاست.
پویا می گفت کاش می توانستیم بارتلبی باشیم. بار تلبی محرر مدام می گوید ترجیح می دهم که نه. خرفتی ما مانع است از فهمیدن بارتلبی. در اصل عدم ترجیح او وعده سیاسی مردمانی در راه حک شده است. فرمول او سلسله مراتب و پشتوانه هایش را از هم می پاشد.
به خرفتی دچار شده ایم و از قبول مغلوب شد نمان امتناع می کنیم.عدم قبول شکست در این شرایط ،آدمی را به مادر قحبگی می رساند.آن چه برایمان مانده است تا همچنان به بزک نفس مشغول باشیم و خود را از حلقه آوارگان و شکست خوردگان ( یا به زبان نویسنده شهیر،اهل سیاست ) به دور داریم،مادر قحبگی است.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 23:43 توسط هیربد
|